شيخ محمد جعفر امامى
23
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
« أَثِيمٍ » يعنى گنهكار و به معناى كسى كه بر گناه مداومت مىكند ، و در اينجا منظور كفار لجوج و تجاوز كار و پر گناه است . « 1 » [ أُجاج : ] « هَذا مِلْحٌ أُجاجٌ » « أُجاج » به معناى تلخ و گرم است و به آب تلخى مىگويند كه گويى گلو را مىسوزاند و راه حلق را مىبندد ! و در اصل از « اجيج » آتش ؛ يعنى برافروختگى و سوزندگى آن گرفته شده است . و به آبهايى كه به خاطر شورى يا تلخى و حرارت ، دهان را مىسوزاند « اجاج » مىگويند . « 2 » [ إِجْتِباء : ] « قالُوا لَولَا اجْتَبَيْتَها » « اجْتِباء » از مادّهء « جِبايَت » در اصل به معناى جمع كردن آب در حوض و مانند آن است . و از اين جهت به حوض « جابِيَة » گفته مىشود ، جمعآورى خَراج را نيز « جِبايَت » مىگويند . سپس به جمعآورى چيزى به عنوان انتخاب « اجْتِباء » گفته شده است ، و جملهء « لَولَا اجْتَبَيْتَها » به معناى چرا انتخاب نكردى است . « 3 » [ إِجْتَرَحُوا : ] « الَّذِيْنَ اجْتَرَحُوا » « اجْتَرَحُوا » از مادّهء « جرح » در اصل به معناى جراحت و اثرى است كه بر اثر بيمارى و آسيب به بدن انسان مىرسد . و از آنجا كه ارتكاب گناه گويى روح را مجروح مىسازد ، مادّهء « اجتراح » به معناى انجام گناه نيز به كار رفته ، و گاه در معناى وسيعترى ، يعنى هر گونه اكتساب ، استعمال مىشود . و اعضاى بدن را از اين نظر « جوارح » گويند كه انسان به وسيلهء آن مقاصد خود را انجام مىدهد و آنچه مىخواهد بهدست مىآورد وكسب مىكند . « 4 » [ أَجْداث : ] « فَإِذا هُمْ مِّنَ الأَجْداثِ » « أَجْداث » جمع « جدث » ( بر وزن قفس ) به معناى « قبر » است . اين تعبير نشان مىدهد كه معاد ، علاوه بر جنبهء روحانى ، جنبهء جسمانى نيز دارد ؛ و از همان مواد قبلى ، جسم جديد ساخته ، و پرداخته مىشود . « 5 » [ أَجْدَر : ] « وَأَجْدَرُ أَلَّا يَعْلَمُوا » « أَجْدَر » از مادّهء « جدار » به معناى ديوار
--> ( 1 ) . نساء ، آيهء 107 ( ج 4 ، ص 153 ) ؛ شعراء ، آيهء 222 ( ج 15 ، ص 42 ) ؛ دخان ، آيهء 44 ( ج 21 ، ص 217 ) ( 2 ) . فرقان ، آيهء 53 ( ج 15 ، ص 141 ) ؛ فاطر ، آيهء 12 ( ج 18 ، ص 224 ) ؛ واقعه ، آيهء 70 ( ج 23 ، ص 266 ) ( 3 ) . اعراف ، آيهء 203 ( ج 7 ، ص 88 ) ( 4 ) . جاثيه ، آيهء 21 ( ج 21 ، ص 273 ) ( 5 ) . يس ، آيهء 51 ( ج 18 ، ص 434 ) ؛ معارج ، آيهء 43 ( ج 25 ، ص 56 )